تبلیغات
گل افشان نامه - از برکت یزدان تا نان یزدان
 
گل افشان نامه
روستای گل افشان شهرستان قائمشهر
مردی زحمتکش، در اندیشه ی خدمت به روستای خود، چهره ای مهربان و دلنشین با دستانی پر مهر، حتی اگر یک روز نتواند به مردمش خدمت کند خلا نبودش برای همه قابل لمس می شود...
آری؛ حکایت از این قرار است...:  "از برکت یزدان تا نان یزدان"


آخرین ویرایش این مطلب در تاریخ 1 اسفند 94 ساعت 23

در گذشته، بعضی از خانواده هادر گل افشان برای تهیه ی نان از تنوری که در حیاط خانه بود استفاده کرده و نان محلی یا «تندیر نون» آماده می کردند که خوردنش لذتی وصف ناپذیر داشت...
امروز از قدیمی ترها که می پرسیدم، گفتند: زمان های گذشته، حاج «یار محمد پر انداخته» اسب خود را با هیزم هایی که از جنگل ها می آورد، بار می کرد و به شهر می برد تا آنها را بفروشد. یارمحمد با پولی که از فروش هیزم ها بدست می آورد، از نانوایی های شهر نان می خرید و درون کیسه، بار اسب می کرد و به گل افشان می آورد تا بفروشد.

بعد از یار محمد، «حاج سید محسن حسینی» که در آن زمان تاجر و راننده کامیون بود، هر هفته در یک روز مشخص پشت بلندگوی مسجد اعلام میکرد که فلان روز هر کسی گندم دارد تحویل او دهد و ایشان گندمها را بار زده و به کارخانه ی آرد می بردند و گندمها را به آرد تبدیل میکرد تا مردم بتوانند با آن در تنور خود «تندیر نون» تهیه کنند.
در سالهای بعد با آمدن خودرو و مینی بوس در گل افشان، مردم می توانستند خودشان به شهر بروند و اصطلاحا «بازاری نون» تهیه کنند که صد البته جای نان محلی را نمی گرفت!
تا چند سال گذشته این حکایت اینگونه ادامه داشت...

تا اینکه «یزدان امینی» (البته من عمو یزدان صدایشان می کنم) در سال 82 آستین همت را بالا می زند و با این اندیشه که خدمتی به گل افشان کرده باشد، نانوایی را می سازد... و تا به امروز که این متن را برایتان می نویسم، با عشق برای مردم نان می پزد تا سفره هایشان بیشتر از برکت خداوند بهره مند گردد.


زمانی که نانوایی ساخته شد، یک آسودگی خاطر نیز برای مردم فراهم شد؛ چون لازم نبود هر روز برای تهیه ی نان به شهر بروند یا اگر یک خانواده فرصت شهر رفتن نداشت سفره اش بدون نان بماند.
در آن سالها من به خاطر دارم نانوایی عمو یزدان، حتی از روستای آهنگر کلا نیز مشتری داشت. با مرور زمان عمو یزدان علاوه بر نان بربری، برای مراسم ها مخصوصا ماه محرم، «نان قندی» یا «کچیله نون» خودمان! نیز می پخت. خود من به شخصه چندین بار در نانوایی برای ماه محرم و مراسم ها جهت پخت کچیله نان حضور داشتم.



این را هرگز فراموش نمی کنم: عمو یزدان در گرمای پر حرارت تابستان در کنار شعله های آتش که بر تنور زبانه می کشیدند، می ایستاد و خمیر نان را در تنور می گذاشت در حالی که عرق کار و تلاش، پیشانی اش را گرفته بود...
در اوایل کار، تنور نانوایی مانند حالا گردان نبود و باید خمیر را روی پاروی نانوایی و سپس در تنور می گذاشت. حالا چندسالی هست که عمو یزدان تنور نانوایی را گردان کرده.

«آقا ابوالفضل» پسر عمو یزدان هم در کنار پدرش نانوایی را آموخته و علاوه بر اینکه مشغول تحصیل در دانشگاه است، کمک پدرش نیز می باشد و این عشق و محبت به خدمت به مردم گل افشان، از پدر به پسر منتقل شده است.

هر چند این چند خط نوشته، نمی تواند زحمات این عزیزان را آنطور که باید بیان کند؛ اما امیدوارم این بیان ناقص با این قلم به دلتان نشسته باشد و گوشه ای از آن زحمات را به تصویر کشیده باشم
آرزوی توفیق











نوع مطلب : گالری عکس و فیلم، درباره ی گل افشان، شخصیت ها، 
برچسب ها : نانوایی گل افشان، نانوا یزدان امینی، کچیله نون، تندیر نون، نان در گل افشان،
لینک های مرتبط :
3 اسفند 94 09:29 ب.ظ
سلام
خداقوت دستش درد نکنه ایشالله همیشه سلامت باشه
مرسی از زحمات شما
30 بهمن 94 11:41 ب.ظ
سلام
دست مریزاد.
خدا به جناب امینی سلامتی بدهد . فکر می کنم آن خانمی که در تصویر دیده می شود خانم بابایی ( همسر زنده یاد محمد دستیاره) باشد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


فال حافظ

 
 
بالای صفحه